ثبت نام|ورود به سيستم|نقشه سايت|راهنما
  انتخاب زبان:  
يكشنبه 26/09/1396

سیر دانش صدف: (10خط) 88781060 ، رهیاران دانش: (10خط) 88427100 ، سیر بهار دانش: (10خط) 88781060 ، تعالی دانش: (10خط) 88457517 ، ايميل: info@study2000.com

نظر شما درباره سايت ما چيست؟





چرا تحصيل علوم پزشكي در مجارستان از اعتبار جهاني برخوردار است؟





به نظر شما كدام كشور برای تحصیل مناسب تر است؟








    شاندور پتوفي شاعر مجارستانی

نگاهی به زندگی و آثار شاندور پتوفي

 

منبع : اشعار پتوفی - آنگلا بارانی ، محمود تفضلی

عشق و آزادي

اين دو را مي‌خواهم

جانم را فدا مي‌کنم

در راه عشقم

و عشقم را

در راه آزادي

 

شاندور پتوفي بزرگترين شاعر انقلابي مجارستان است که در رديف معروفترين شعراي جهان قرار دارد. پتوفي شاعر و قهرمانيست که شعر او و زندگاني او يکجا مظهر تمايلات آزاديخواهانه يک ملت است.

پتوفي در روز اول ژانويه سال 1823 در يکي از دهات کوچک مجارستان بنام کيش‌کوروش متولد شد. خانواده او يک خانواده دهاتي بود. پدرش يک دهقان بود که بعدها دکان کوچکي در ده خود باز کرد و مادرش هم يک زن دهاتي ساده بود .با اينهمه پدر و مادر پتوفي تمام کوشش خود را بکار مي‌بردند که فرزندشان آنقدر که مي‌تواند تحصيل کند.

زندگي پتوفي از دوران کودکي با فقر و تنگدستي گذشت و از سن 16 سالگي بصورت يک رشته ناگسستني رنجها و مبارزات در‌آمد. نخستين اشعارش که از اين زمان آغاز مي‌شوند ، رنجهاي او و در عين حال عطش سيري‌ناپذيرش را براي دانستن بيان مي‌کنند. در اين زمان از مدرسه گريخت و بعنوان هنر‌پيشه تئاتر مدتهاي دراز پاي پياده در دشتهاي بي‌انتهاي وطنش سفر کرد.

پتوفي تاريخ انقلاب بزرگ فرانسه را دوست مي‌داشت.مطالعه حوادث اين انقلاب عظيم چشمان او را باز مي‌کرد و مي‌فهميد که بايد براي دفاع از حق طبقات محروم وطنش که اسير دست مالکان بزرگ و اشراف بودند قيام کند. مخصوصا حوادث سالهاي خونين 1792 و 1793 انقلاب فرانسه خيلي در او مؤثر بود. خود او گفته است:

"دعاي صبحانه من تاريخ انقلاب فرانسه است ، اين انجيل جديد تعليم دهنده آزادي و نجاتبخش امروز بشر است."

از سال 1840 يعني وقتيکه در اوايل 19 سالگي بود ، بعنوان نويسنده وارد يکي از مجلات ادبي و اجتماعي بوداپست ، پايتخت مجارستان شد.

از وقتيکه پتوفي فعاليت مطبوعاتي خود را آغاز کرد ، بتدريج همچون ستاره‌ درخشاني شد که تمام عناصر انقلابي را هاله‌وار بدور خود جمع مي‌کرد. اينها با درخواستهاي اصلاح‌طلبانه و رفورميست مخالفت داشتند و يک برنامه انقلابي پيشنهاد مي‌کردند که در آن قوانين بردگي دهقانان الغاء گردد، آزاديهاي دموکراتيک براي مردم برقرار شود و استقلال ملي براي وطن تامين گردد.

تمايلات انقلابي و درخواستهاي مردم مجارستان سال به سال توسعه مي‌يافت. بطوريکه بر اثر همين کوششها و فعاليتها در سال 1844 امپراتوري اطريش ناگزير شد زبان ملي مجار را بعنوان زبان رسمي در مجارستان بپذيرد. اما روشن است که با اين قبيل اصلاحات نه عطش انقلابي پتوفي فرو مي‌نشست و نه درخواستهاي ملت مجار پايان مي‌يافت.

قطعه دليرانه دشمن شاهان که در دسامبر 1844 ساخته است نشان مي‌دهد که اين جوان انقلابي 21 ساله با کينه و نفرت بي‌پايان به پادشاهان ، امپراتوران و تزارها نگاه مي‌کند. در اشعار سالهاي بعدش با روشن‌بيني روز‌افزون به آينده مي‌نگرد و در انتظار انقلاب است.

سال 1848 در سراسر اروپا سال انقلابها و هيجانهاست. در اين سال پس از چندين سال تسلط ارتجاع سياه ، امواج طوفان انقلاب يکباره سراسر اروپا را فراگرفت.

در ماه فوريه در پاريس انقلابي آغاز شد و جمهوري دوم فرانسه برقرار گرديد. اوايل ماه مارس در وين جوانان آزاديخواه براي بدست آوردن آزاديهاي دموکراتيک انقلاب کردند و صدر‌اعظم ظالم را مجبور کردند به انگلستان بگريزد.در همين وقتها در آلمان ، ايتاليا ، قسمتهاي مختلف اطريش مانند بوهم ، صربستان ، ترانسيلواني و نقاط ديگر انقلابهاي خونيني ظهور کرد. همزمان با اين قيامها در مجارستان هم انقلاب آغاز شد و شاندور پتوفي شاعر ملت و شاعر انقلاب در راس انقلابيها بود.

آن زمان بوداپست مثل امروز يک شهر نبود . بلکه از دو شهر "بودا" و " پشت" تشکيل شده بود که در کنار يکديگر قرار داشتند. "بودا" شهر اعياني و اشراف‌نشين و "پشت" شهر کارگري و فقير بود.

انقلاب روز 15 مارس در "پشت" آغاز شد و پتوفي و چندتن از دوستان جوانش انقلاب را رهبري مي‌کردند. در همين روز سانسور مطبوعات را الغاء کردند ، چاپخانه‌ها را متصرف شدند ، شعر معروف پتوفي با نام سرود ملي چاپ و منتشر کردند و پتوفي خود اين شعر را براي مردم خواند. زندان "دژ بودا" که زندان وحشتناک بزرگي بود گرفتند و آزاديخواهان را از زندان آزاد کردند. از همين روز روزنامه‌اي بنام 15 مارس انتشار دادند که پتوفي اشعار و عقايد خود را در آن منتشر مي‌ساخت.

دو روز بعد در 17 مارس دربار وين ناچار در برابر قدرت انقلابي مردم مجارستان تسليم شد ولي باز هم انقلاب براه خود پيش مي‌رفت و پتوفي هم اشعار زيباي خود را مي‌ساخت و انتشار مي‌داد. او در اين زمان 25 سال داشت.

اما دربار ارتجاعي وين با اينکه ناچار به تسليم شد دست از مقاومت برنمي‌داشت. بدستور امپراتور نيروهاي نظامي از ايالات مختلف جمع شدند و براي سرکوبي انقلابيها اعزام شدند. در اين وقت بود که پتوفي و يارانش اعلام کردند همه مردم براي مقابله با دشمن سلاح بردارند و به مقاومت مسلحانه بپردازند.

با وجود اينکه دوستانش همواره به او اعتراض مي‌کردند و از او مي‌خواستند که خود را به خطر نيفکند ، اما او که افسر بود ، شخصا در نبردها شرکت مي‌کرد و هميشه در نخستين صف مي‌جنگيد.

اشعار معروف او که در اين زمان سروده شده‌اند مانند دريا طغيان کرد ، به ملت ، 1848 ، انقلاب ، جمهوري ،‌ارتش ترانسيلواني ، و آخرين شعر حساسش بنام دوران وحشتناک همه روح فداکاري ، وطن پرستي و  آزاديخواهي پتوفي را منعکس مي‌سازد.

در تابستان 1849 بهنگام آخرين پيکارهاي دليرانه‌اش ، پتوفي ضمن يکي از خونين‌ترين نبردها در روز 31 ژوئيه در حاليکه تنها 26 سال سن داشت در شگوار کشته شد.

گرچه پتوفي بيش از شش يا هفت سال شاعري نکرد و جوان مرد ، ليکن يکي از بزرگترين شاعران مجارستان و تمام جهان است. راز عظمت او در اينست که قلبش و شعرش را با قلب مردم و ملتش پيوند داده بود و زبان ، شعر ، عشق به وطن و آزادي را در مکتب توده‌هاي وطنش آموخت ...

در سال 1973 به توصيه يونسکو و به مناسبت يکصد و پنجاهمين سالگرد تولد "شاندور پتوفي" در سراسر جهان از او تجليل شد.

 

نام كاربري:
    
رمز عبور:
    
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟
جستجوي كاملتر