ثبت نام|ورود به سيستم|نقشه سايت|راهنما
  انتخاب زبان:  

سیر دانش صدف: (10خط) 88781060 ، رهیاران دانش: (10خط) 88427100 ، سیر بهار دانش: (10خط) 88781060 ، تعالی دانش: (10خط) 88457517 ، ايميل: info@study2000.com

نظر شما درباره سايت ما چيست؟





به نظر شما كدام كشور برای تحصیل مناسب تر است؟








اکبر جوجه در مالزی

ساعت حدود دوازده شبه و ده دقیقه نمیشه که از ورزش شبانگاهی امشب به خونه اومدم و پس از دوش آب سرد در حال بلاگیدن برای خوانندگان مهربانم هستم .  آقا عجب صفایی داره دویدن در هوای تمیز اطراف کاشانه و دوش آب سرد پس از آن . به جان شما نباشه به جان خودم اگر همین جور ادامه بدم به یک ماه نکشیده از کمپانی های فرانسوی طراحی لباس بهم زنگ میزنند و به عنوان مدل لباس استخدامم میکنند.

الان هم از بدن مبارک بخار داغ در حال بیرون زدن است و یک حالت خلصه خوبی دارم . چه حس خوبی است که آدم تنبلی اش را کمی کنار بگذارد و هر شب چند کیلویی از وزنش کم شود . /  فکر میکنم امشب سرم به بالشتم نرسیده shut down خواهم شد.

راستی وسایل سالاد هم روبراه کردم و سعی دارم که شب ها  فقط و فقط سالاد خیار و گوجه فرنگی نوش جان کنم البته همراه با آب لیمو ترش و نمک … به!  به!  .

اصلا هم الان به این فکر نمیکنم که ۲ عدد بلدرچین آماده سرخ شدن در یخچال منتظر من هستد و تازه اصلا به این توجه ندارم که  یک بسته کالباس مرغ ایرانی خوشمزه در یخچالم آرمیده .

نمیدونم چرا امشب یاد اکبر جوجه افتادم . شاید وقتی که در حال استفاده از رب انار ارسالی مادر برای طبخ جیگر مرغ بودم یاد اکبر جوجه و غذای لذیذش افتادم .فکر کنم کمتر کسی در ایران باشد که شمال ایران رفته باشد و از اکبر جوجه نخورده باشد .

پدرم با اکبر گلبادی ( آشپز و موسس اکبر جوجه)  دوست بودند . پدرم تعریف میکنه که در اوایل کار ، اکبر آقا در گلوگاه رستورانش کوچکش و راه میندازه و چون از روش خاصی برای طبخ مرغ هاش در روغن محلی استفاده میکرده و رب انار ترش و شیرین گرگان هم در کنار غذاش بوده کارش میگیره .  پدرم تعریف میکنه که اون اوائل جیگر و گردن مرغ را هم با مهارت خاصی درست میکرده که چون دردسر داشته دیگه ادامه نداده .

همونجور که قبلا گفتم من در شمال ایران و شهر آمل بدنیا اومدم و پدر من بیست سال در شمال ایران زندگی میکرند و من حسابی با غذاهای لذیذ شمالی از مرغ و اسفناج بگیرید تا مرغ انار دان آشنا هستم و در واقع مادرم حسابی استاد پختن اینجور غذاهاست .

عید سال پیش که مشهد رفته بودم نزدیک خونمون یک پارچه سفید بزرگ دیدم که با رنگ قرمز نوشته بود “  اکبر جوجه ” . راستش دیدم شیطون داره وسوسم میکنه که برم تو اما به خودم نهیب زدم که نه سینا !  مرد باش وزنت به اندازه کافی زیاد هست اما خب معمولا در این جور چیزها شیطان قوی تر از مردان عمل میکنه و درنتیجه رفتم تو رستوران و پر سو جو کردم که صاحب رستوران و پیدا کردم  .آدم داش مشتی و باحالی بود. با صدای پر و داشی گفت که ما شعبه اکبر جوجه نیستیم اما طریقه طبخ و رب انارمون دقیقا مثل اکبر جوجه است و من هم که در این جور چیز ها پیشاپیش تسلیم شیطان هستم و زدم و سه هزارو هفتصد تومان یک پرس گرفتم که الحق که عجب مرغی بود و عجب رب انار ترشی … ترش ترش  همانند اکبر جوجه گلوگاه :)  ایران واقعا از نظر  غذایی و همچنین میوه جات بی نظیره  .

داشتم فکر میکردم اگر یک مدیریت کلان پشت سر اکبر جوجه بود بجای پنج شش تا شعبه در شمال الان مثل مک دنالد و کی اف سی جهانی میشد و چند هزار شعبه داشت . فکر شو بکنید که در هر کشوری میتونستیم بریم بجای مک دونالد آشغال ، اکبر جوجه با رب انار ترش بخوریم … !!

راستی احساس میکنم که واقعا رویم زیاد شده که اینقدر حرف غذاهای دهان آب انداز میزنم چون وزن مبارکم سه کیلو دیگر هم اضافه شد و به  ۹۹/۰۰کیلو فیکس رسید . دارم کم کم شبیه هیولا میشم . دیگه واقعا بهم برخورد و رفتم کفش ورزشی خریدم که برم شب ها یکم طناب بزنم یا ورجه وورجه کنم تا بیش از این آبرو ریزی نشده . حالا شما هم یک دعایی بکنید شاید جواب داد .

عزت زیاد .

منبع : سینا دیلی

نام كاربري:
    
رمز عبور:
    
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟
جستجوي كاملتر