ثبت نام|ورود به سيستم|نقشه سايت|راهنما
  انتخاب زبان:  

سیر دانش صدف: (10خط) 88781060 ، رهیاران دانش: (10خط) 88427100 ، سیر بهار دانش: (10خط) 88781060 ، تعالی دانش: (10خط) 88457517 ، ايميل: info@study2000.com

نظر شما درباره سايت ما چيست؟





به نظر شما كدام كشور برای تحصیل مناسب تر است؟








سه‌ ميليون‌ ايراني‌ مهاجر

 

سياه‌ها سر از سرزمين‌ سفيدها در مي‌ آورند، سرخ‌ها عازم‌ ديار زردها مي‌شوند. ساكنان‌ بريتانيا به‌ دنياي‌ نامكشوف‌ هند قدم‌ مي‌گذارند و اهالي‌ سيبري‌ و حوالي‌ آن‌ جايي‌ نظير آفريقاي‌ گداخته‌ را انتخاب‌ مي‌كنند.
اين‌ داستاني‌ است‌ كه‌ قدمتي‌ به‌ درازي‌ تاريخ‌ بشر دارد، هر چند كه‌ در طول‌ اعصار و قرون‌ بارها چهره‌ عوض‌ كرده‌ باشد.
اگر در گذشته‌ جنگ‌ و فلاكت‌زدگي‌، قحطي‌ و خشكسالي‌ يا سوداي‌ سود وسرمايه‌ سبب‌ مي‌شد كه‌ انسان‌ ها كوله‌بارشان‌ را ببندند و رهسپار ديار ديگري‌ شوند،امروز انسان‌ها براي‌ مهاجرت‌ انگيزه‌هاي‌ بسيار متنوع‌تر و گسترده‌تري‌ دارند. جهان‌ كنوني‌ ميان‌ دو طيف‌ كشورهاي‌ توسعه‌يافته‌ ومحروم‌ از توسعه‌ قرار دارد .
در اين‌باره‌ سعيد مدني‌ پژوهشگر علوم‌ اجتماعي‌ به‌ «اعتماد» مي‌ گويد: الگوهاي‌ مهاجرت‌ در جوامع‌ امروز يا آنچه‌ در قرن‌ بيستم‌ اتفاق‌ افتاده‌ كاملا متفاوت‌ از قرن‌هاي‌ قبلي‌ است‌. در اين‌ قرن‌ جهان‌ شاهد مهاجرت‌هاي‌ گسترده‌يي‌ بوده‌ كه‌ طي‌ آن‌ بخش‌ عمده‌يي‌ از انسان‌هاي‌ جوامع‌ عقب‌مانده‌ پا به‌ دنياي‌ توسعه‌ يافته‌ گذاشتند و براي‌ ادامه‌ زندگي‌ پيشرفته‌ترين‌ كشورها را انتخاب‌ كردند، بطوري‌ كه‌ امريكا به‌ عنوان‌ پيشرفته‌ترين‌ كشور جهان‌ در قرن‌ بيستم‌ شاهد حضور بالاترين‌ ميزان‌ مهاجرت‌ نيز بود.
كساني‌ كه‌ اما از جوامع‌ توسعه‌نيافته‌، با آرزوي‌ رسيدن‌ به‌ دروازه‌هاي‌ سعادت‌ پا به‌ جوامع‌ متمدن‌ مي‌گذاشتند در طول‌ زمان‌ همه‌ از يك‌ طيف‌ نبوده‌اند.
«
مدني‌» در اين‌باره‌ معتقد است‌: روند مهاجرت‌ به‌ امريكا نشان‌ مي‌دهد كه‌ در ابتدا مهاجران‌ امريكايي‌ را گروه‌هايي‌ با سطح‌ تحصيلات‌ پايين‌ تشكيل‌ مي‌دادند ولي‌ به‌ مرور زمان‌ اين‌ روند تغيير يافت‌ و شرايط‌ به‌ صورتي‌ درآمد كه‌ افراد با سطح‌ تحصيلات‌ بالا و به‌ اصطلاح‌ نخبگان‌ جوامع‌ ديگر توانستند عمده‌ترين‌ حجم‌ مهاجرت‌ به‌ امريكا را از آن‌ خود كنند. بطوري‌ كه‌ اكنون‌ از هفت‌ ميليون‌ مهاجر به‌ امريكا، حدود سه‌ونيم‌ميليون‌ را مهاجريني‌ تشكيل‌ داده‌اند كه‌ داراي‌ سطح‌ تحصيلات‌ متوسط‌اند و بقيه‌ در سطح‌ عالي‌ تحصيلات‌ قرار دارند و تنها نيم‌ ميليون‌ از تحصيلات‌ كمي‌ برخوردار هستند. در كنار ميزان‌ تحصيلات‌،مهاجرت‌ در دوره‌ جديد ويژگي‌ ديگري‌ داشته‌ است‌ كه‌ مدني‌ آن‌ را اين‌ گونه‌ بيان‌ مي‌كند: تقريبا مي‌شود براي‌ مهاجرت‌ها در دوره‌ جديد مناطق‌ خاص‌ جغرافيايي‌ هم‌ تعيين‌ كرد. براي‌ مثال‌ اكثر مهاجرت‌ها به‌ امريكا در قرن‌ گذشته‌ و حتي‌ در حال‌ حاضر از حوزه‌ جغرافيايي‌ آسيا و پاسيفيك‌ انجام‌ مي‌شود و سهم‌ مهاجران‌ امريكاي‌ جنوبي‌ به‌ كشور امريكا بسيار كم‌ است‌ كه‌ اين‌ نشان‌ از شوروشوق‌ شرقي‌ها براي‌ راه‌يافتن‌ به‌ آنسوي‌ آب‌هاي‌ جهان‌ دارد. چه‌ چيز اما چنين‌ شور وشوقي‌ در مردمان‌ جهان‌ سوم‌ پديد آورده‌ كه‌ حاضرند سرزمين‌ مالوف‌ را ترك‌ كنند و غربت‌ را با تمام‌ مشقت‌هايي‌ كه‌ مي‌تواند داشته‌ باشد به‌ جان‌ بخرند. مدني‌ دراين‌باره‌ معتقد است‌: به‌ دليل‌ ساختار سياسي‌ ناكارآمد در كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌، بسياري‌ از افراد اين‌ جوامع‌ درمي‌يابند كه‌ دولت‌ از ايجاد امكانات‌ براي‌ شكوفاكردن‌ استعدادهاي‌ آنها ناتوان‌ است‌ و اين‌ ناكارآمدي‌ در نتيجه‌ به‌ هرز رفتن‌ نيروهاي‌ انساني‌ خواهد انجاميد.
بنابراين‌ افراد نخبه‌ اين‌ كشورها يا حتي‌ بسياري‌ از افرادي‌ كه‌ در سطح‌ متوسط‌ هستند، تصميم‌ مي‌گيرند پا به‌ جوامعي‌ بگذارند كه‌ امكان‌ جذب‌ استعدادها و شكوفايي‌ آن‌ را دارند و از توانايي‌هاي‌ بالا در ساختار مديريتي‌ وسياسي‌ خود براي‌ ارايه‌ خدمات‌ برخوردارند. قدم‌گذاشتن‌ نخبگان‌ به‌ دنياي‌ توسعه‌يافته‌ اگرچه‌ مي‌تواند راهي‌ نو در پيش‌ روي‌مهاجران‌ بگشايد اما بي‌شك‌ براي‌ كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌ چيزي‌ در حد فاجعه‌ است‌.
سعيد مدني‌ پژوهشگر علوم‌ اجتماعي‌ توضيح‌ اين‌ پديده‌ را هم‌ اين‌ گونه‌ بيان‌ مي‌ كند:مهاجرت‌ نيروهاي‌ انساني‌ از كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌ به‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ موجب‌ كندشدن‌ فرآيند توسعه‌ يافتگي‌ در جوامع‌ عقب‌ مانده‌ مي‌شود، نرخ‌ سرمايه‌ گذاري‌ را كاهش‌ مي‌دهد وبهره‌وري‌ را پايين‌ مي‌آورد، از طرفي‌ سبب‌ مي‌شود، هزينه‌هايي‌ كه‌ يك‌ دولت‌ عقب‌مانده‌ براي‌ تحصيلات‌ و نيروي‌ انساني‌ خود صرف‌ كرده‌،يكباره‌ به‌ هدر رود و از طرفي‌ ديگر باعث‌ مي‌شود كه‌ پست‌هاي‌ مديريتي‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ بتدريج‌ از توانايي‌ و تخصص‌ كمتري‌ برخوردار شوند و نظام‌ مديريتي‌ به‌واسطه‌ عدم‌ اسكان‌ خوب‌ نيروهاي‌ نخبه‌، كارايي‌ خودش‌ را بيشتر از دست‌ بدهد.
با وجود پذيرش‌ پيامدهاي‌ منفي‌ مهاجرت‌ اما نمي‌توان‌ از كنار اثرات‌ مثبت‌ اين‌ پديده‌ هم‌ بسادگي‌ گذشت‌.«مدني‌» در تاييد كاركردهاي‌ مثبت‌ مهاجرت‌ مي‌گويد:درصورت‌ بازگشت‌ مهاجران‌ متخصص‌ به‌ كشورهاي‌ اصلي‌شان‌، كوله‌باري‌ از دانش‌ وارد اين‌ كشورها مي‌شود و به‌ تبع‌ آن‌ پست‌هاي‌ مديريتي‌ يا ايده‌هاي‌ مفيد براي‌ سياست‌هاي‌كلان‌ به‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ منتقل‌ مي‌شود.البته‌ تمام‌ اين‌ پيامدهاي‌ مثبت‌ در صورتي‌ محقق‌ خواهد شد كه‌ نظام‌ سياسي‌ كشورهاي‌ جهان‌ سومي‌ پذيراي‌ مهاجران‌ باشد و تمايلي‌ به‌ استفاده‌ از تخصص‌ و دانش‌نخبگان‌ و ساير مهاجران‌ در نزد حاكمان‌ وجود داشته‌ باشد.

كوچ‌ كنندگان‌ ايراني‌
داستان‌ مهاجرت‌ از كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌ اما وقتي‌ جالب‌تر مي‌شود كه‌ نيم‌نگاهي‌ هم‌ به‌ ايران‌ داشته‌باشيم‌ و بدانيم‌ كه‌ اين‌ كشور رتبه‌ دوم‌ را از جهت‌ فرستادن‌ مهاجر، در ميان‌ كشورهاي‌ آسيا و اقيانوسيه‌ دارا است‌ و البته‌ جالب‌ تر اينكه‌ اين‌ رتبه‌ سالهاي‌ سال‌ است‌ كه‌ به‌ ايران‌ تعلق‌ يافته‌ است‌.«مدني‌» با بيان‌ اينكه‌ در حال‌ حاضر حدود 3 ميليون‌ نفر ايراني‌ در 32 كشور جهان‌ به‌ صورت‌ مهاجر زندگي‌ مي‌كنند وضعيت‌ ايران‌ را از لحاظ‌ مهاجرفرستي‌ به‌ 3 دوره‌ زماني‌ تقسيم‌ مي‌كند و در توضيح‌ مي‌گويد: دوره‌ اول‌ مهاجرت‌ ايرانيان‌ به‌ غرب‌ به‌ سال‌هاي‌ 30 تا 57 بازمي‌گردد. در اين‌ دوره‌ تعداد قابل‌ توجهي‌ براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ تصميم‌ به‌ مهاجرت‌ گرفتند و البته‌ بخش‌ وسيعي‌ از كساني‌ كه‌ تصميم‌ خود را عملي‌ ساختند پس‌ از ادامه‌ تحصيل‌ درهمان‌ كشورها ماندند بطوري‌ كه‌ در اين‌ فاصله‌ 27 ساله‌، 35 هزار دانشجوي‌ ايراني‌ در خارج‌ از كشور تحصيل‌ كردند.
اين‌ پژوهشگر اجتماعي‌ ادامه‌ مي‌دهد: موج‌ دوم‌ مهاجرت‌ ايرانيان‌ مصادف‌ با پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و بين‌سال‌هاي‌ 61 تا 64 بود كه‌ به‌واسطه‌ تغييرات‌ اساسي‌ در ساختار سياسي‌، تركيب‌ گروه‌هاي‌ مهاجر هم‌ تغيير كرد. در اين‌ دوره‌ مهاجران‌ را ناراضيان‌ سياسي‌، افراد رده‌ بالاي‌ اجتماعي‌ در دوره‌ گذشته‌ و كساني‌ تشكيل‌ مي‌دادند كه‌ قبلا داراي‌ پست‌هاي‌ سطح‌ مياني‌ يا كلان‌ بوده‌اند.به‌ واسطه‌ مهاجرت‌ اين‌ افراد تعداد ايرانيان‌ كه‌ عمدتا مقصدشان‌ ايالات‌ متحده‌ بود، تعداد ايرانيان‌ ساكن‌ در امريكا به‌ 120 هزار نفر رسيد، هرچند كه‌ نيمي‌ از آنها دانشجو بودند.
مدني‌ اعتقاد دارد:مهاجران‌ موج‌ دوم‌ به‌ واسطه‌ سرمايه‌هاي‌ مناسب‌، از انگيزه‌هاي‌ تحصيلي‌ بالا نيز برخوردار بودند و توانستند در خارج‌ از كشور به‌ نسبت‌ موفق‌ عمل‌ كنند.
اين‌ پژوهشگر اجتماعي‌ موج‌ سوم‌ مهاجرت‌ ايرانيان‌ را نيز اين‌گونه‌ تشريح‌ كرد: موج‌ سوم‌ مهاجرت‌ تقريبا در آستانه‌ دهه‌ 70 و پس‌ از پايان‌ جنگ‌ تحميلي‌ آغاز شد. در اين‌ دوران‌ بيشترين‌ مهاجرت‌ها به‌ سمت‌ كانادا، استراليا و اروپا بود. ولي‌ عمده‌ مهاجرين‌ ايراني‌ در اين‌ زمان‌ نيز از سطح‌ تحصيلات‌ بالايي‌ برخوردار بودند به‌ گونه‌يي‌ كه‌ در سال‌ 1990 ميلادي‌ 16 درصد از نيروي‌ تحصيلكرده‌ ما به‌ امريكا و اروپا مهاجرت‌ كرد.
شاخصه‌ مهم‌ موج‌ سوم‌ مهاجرت‌ اما آن‌طور كه‌ مدني‌ مي‌گويد به‌ تغيير نسلي‌ در مهاجران‌ بازمي‌گردد. وي‌ معتقد است‌: در موج‌ سوم‌ مهاجران‌ ايراني‌، ما با كساني‌ مواجه‌ هستيم‌ كه‌ از بدو تولد در خارج‌ از كشور زندگي‌ كرده‌اند يا اساسا در كشوري‌ غير از ايران‌ به‌ دنيا آمده‌اند كه‌ اين‌ امر در دوره‌هاي‌ گذشته‌ چندان‌ سابقه‌يي‌ نداشت‌.
با وجود اين‌ موارد، مدني‌ بر ارزش‌ گروه‌ مهاجران‌ ايراني‌ تاكيد مي‌كند و اذعان‌ مي‌دارد: در حال‌ حاضر از ميان‌ مهاجران‌ تحصيلكرده‌،تنها در امريكا و كانادا، چيزي‌ حدود هزاروهشتصد نفر ايراني‌، عضو هيات‌ علمي‌ دانشگاه‌ها هستند كه‌ تمام‌ وقت‌ كارمي‌كنند كه‌ اگر تعداد اعضاي‌ هيات‌ علمي‌ نيمه‌ وقت‌ را به‌ آن‌ اضافه‌ كنيم‌ نزديك‌ به‌ 5 هزار نفر خواهند شد. اين‌ در حالي‌است‌ كه‌ آمار سال‌ 75 نشان‌ مي‌دهد در داخل‌ كشور تنها دوهزار و دويست‌ نفر استاد و دانشيار و حدود 6 هزار نفر استاديار داشتيم‌ كه‌ تقريبا با اعضاي‌ هيات‌ علمي‌ ايران‌ در خارج‌ از كشور برابري‌ مي‌كند، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ ايرانيان‌ مهاجر به‌ لحاظ‌ بهره‌مندي‌ از امكانات‌ تخصصي‌ قابليت‌ علمي‌ به‌ مراتب‌ بيشتري‌ دارند.مدني‌ با استناد به‌ اين‌ آمار ابراز عقيده‌ مي‌كند: اگرچه‌ به‌ واسطه‌ مهاجرت‌ بسياري‌ از ايرانيان‌ تحصيلكرده‌، فرصت‌هاي‌ زيادي‌ را در جذب‌ نخبگان‌ از دست‌ داده‌ايم‌ ولي‌ مي‌توان‌ با اصلاح‌ ساختارهاي‌ مديريتي‌، فضايي‌ را فراهم‌ كرد كه‌ افراد مهاجر، حاضر شوند به‌ كشور اصلي‌شان‌ بازگردند.
به‌ هر حال‌ توجه‌ به‌ موج‌ مهاجرت‌ها، چه‌ از ايران‌،چه‌ از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ نشان‌ از آن‌ دارد كه‌ بايد عصر حاضررا عصر مهاجرت‌ نخبگان‌ نام‌ نهاد كه‌ براي‌ رهايي‌ از ساختارهاي‌ فرسوده‌ اداري‌ جامعه‌شان‌، كوله‌بار خود را مي‌بندند و به‌ نصيحت‌هاي‌ اطرافيان‌ گوش‌ نمي‌كنند كه‌ «آسمان‌ همه‌ جا همين‌ رنگ‌ است‌».
منبع : روزنامه اعتماد

 

نام كاربري:
    
رمز عبور:
    
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟
جستجوي كاملتر