ثبت نام|ورود به سيستم|نقشه سايت|راهنما
  انتخاب زبان:  

سیر دانش صدف: (10خط) 88781060 ، رهیاران دانش: (10خط) 88427100 ، سیر بهار دانش: (10خط) 88781060 ، تعالی دانش: (10خط) 88457517 ، ايميل: info@study2000.com

نظر شما درباره سايت ما چيست؟





به نظر شما كدام كشور برای تحصیل مناسب تر است؟








روي اهداف اصلي تمركــز كنيــد

 

با متمركز كردن نيروهاي جسمي و ذهني ، توانايي هاي هر فرد براي از بين بردن مشكلات به شكل شگفت انگيزي، چند برابر مي شود. نرمن وينسنت پيل

 

يكي از پر اهميت ترين سوال هايي كه بايد در حين انجام كارها دائماً از خود بپرسيد، اين است كه « چرا به من حقوق مي دهند؟»

اين يك حقيقت است كه اكثر مردم نمي دانند كه براي چه حقوق مي گيرند؛ اما شما بايد بدانيد كه براي چه حقوق مي گيريد و به منظور دستيابي به چه نتايجي استخدام شده ايد، تا بتوانيد سخت ترين كارها به بهترين شكل ممكن به پايان ببريد و حقوق خود را افزايش دهيد و در نتيجه به موقعيت هاي بهتري دست پيدا كنيد.

ساده ترين پاسخي كه در برابر اين سوال مي توان داد، چنين است كه : شما را براي دستيابي به اهداف ويژه اي استخدام كرده اند. دستمزد يا حقوق، همان مبلغي است كه در برابر كميت يا كيفيت معين از كاري ، پرداخت مي شود كه در كنار كارهاي افراد ديگر قرار مي گيرد و در مجموع، محصول يا خدمتي يا بوجود مي آورد كه مشتري ها در برابر آن پول پرداخت مي كنند.

در اغلب كارها، هدف هاي اصلي بيش تر از پنج تا هفت زمينه نيستند. اين هدف‏ها همان فعاليت هايي هستند كه مسئول انجام آن ها و مشاركت با سازمانتان هستيد.

هدف هاي اصلي مورد نظر به كار كردهاي حياتي بدن شباهت دارند؛ مانند كاركردهايي كه توسط ميزان فشارخون ، سرعت ضربان قلب، آهنگ تنفس و ميزان فعاليت امواج مغزي نشان داده مي شود.

فقدان هر يك از فعاليت هاي حياتي موجب از بين رفتن سازماندهي بدن مي شود. به همين ترتيب، عدم موفقيت شما در دستيابي به هر كدام از اين اهداف مهم نيز منجر به از دست دادن شغل تان خواهد شد.

به طور مثال: اهداف اصلي در زمينه مديريت برنامه ريزي، سازماندهي، گرفتن پرسنل تفويض اختيار، نظارت ، ارزيابي و گزارش گيري هستند. اين موارد، زمينه‏هايي هستند كه يك مدير بايد براي رسيدن به موفقيت، به آنها دست يافته باشد.

براي به انجام رسيدن كارتان ، دانش ها و مهارت هاي لازم را كسب كنيد. اين موارد ضروري و لازم ، دائماً در حال تغيير و تحول هستند. مرحله اول، بايد توانايي‏ها و مهارت هاي لازم براي انجام كارتان را بياموزيد، اما اين را هم بدانيد كه هميشه اهداف اصلي نقش اساسي را در شكست ها يا موفقيت هاي كارتان ايفا مي كنند.

اگر مي خواهيد در كارتان موفق شويد، بايد در حوزه اهداف اصلي تان توانا باشيد قسمتي كه فقط شما مسئوليت آن را برعهده داريد و افراد ديگر در آن قسمت هيچ نقشي ندارند. محدوده‏ي اصلي اهداف شما ، فعاليت‏هاي تحت نظارت شما هستند، حوزه‏اي كه شما در آن كار انجام مي دهيد و ديگران از نتيجه كار شما بهره‏مند مي شوند و اين مسئله موجب همكاري شما با ديگران مي شود.

براي دستيابي به بالاترين عملكردها ، ابتدا اهداف مهمتان را پيدا كنيد.  با رئيس تان در مورد آن صحبت كنيد و فهرستي از نتايج كارهاي خود بنويسيد و از موافقت كساني كه در شغلتان مافوق شما هستند يا از شما پايين ترند، مطمئن شويد.

از هدف‏هاي اصلي به طور مثال، فروشنده ، پيدا كردن يك مشتري جديد است . بخش اصلي فرآيند فروش ما ، بستگي به موفقيت در اين كار دارد. از هدف‏هاي ديگر اين شغل به پايان رساندن يك فروش است . يك فروش موجب مي‏شود تا زحمات همه افرادي كه در توليد و ارائه محصول يا خدمات عرضه شده دست داشته‏اند، به نتيجه برسد. يكي از اهداف اصلي يك فرد صاحب شركت يا مدير عامل ، گرفتن وام بانكي است. به كار گرفتن نيروهاي شايسته و سپردن درست كارها به آنها نيز از جمله هدف‏هاي ديگر است. براي يك منشي يا مسئول پذيرش ، تايپ كردن نامه و يا پاسخ دادن به تلفن‏ها و وصل كردن به دست و به موقع به شخص مورد نظر، اهداف اصلي محسوب مي‏شود.

قدرت و توانايي افراد در انجام خوب و سريع اين وظايف اصلي، مشخص كننده‏ي ميزان حقوق و امكان پيشروي در كار است.

بعد از مشخص كردن اهداف اصلي، موقع نمره دادن به آنها فرا مي رسد. به چگونگي انجام كارهاي خود براي رسيدن به هر يك از هدف هايتان، از يك تا ده نمره بدهيد. در كداميك قوي تر و در كداميك ضعيف تر هستيد؟ در كدام مورد به نتيجه هاي بهتري رسيده ايد و در مورد كدام يك بازدهي كمتري داشته ايد؟

در اين مورد قانوني وجود دارد كه مي گويد:

همه توانايي ها و مهارتهايتان را براي آن هدفي به كار بگيريد كه ضعيف ترين عملكرد را در آن داشته ايد.

منظور من اين است كه به عنوان مثال حتي اگر در دست يابي به شش هدف از هفت هدفتان ، بهترين عملكرد را داشته باشيد، نداشتن توانايي و مهارت لازم براي رسيدن به هدف هفتم، شما را از موفقيت باز مي دارد. علاوه بر آن، باعث مي‏شود كه توانايي‏هايتان هم در زمينه هاي ديگر كم شود. ناتواني شما در يك زمينه مي تواند مانع پيشرفت و اثر بخشي شما شود، عامل اصلي برخوردها و اختلاف عقيده ها باشد در نهايت به عدم موفقيت شما منتهي شود.

براي مثال از اهداف اصلي يك مدير، واگذار كردن مسئوليت ها به افراد است. توانايي انجام اين كار براي يك مدير بسيار ضروري است . زيرا اين كار باعث مي‏شود كه فرد به خوبي مديريت كند و با به كار گرفتن مهارت ها و استعدادهاي افراد، به اهداف سازمان دست يابد. مديري كه از عهده سپردن كارها به ديگران به خوبي برنيايد، از ساير مهارت ها و توانايي هاي خود نيز نمي تواند به درستي استفاده كند. نداشتن توانايي واگذاري مسئوليت ها به افراد لايق و شايسته ، به تنهايي باعث عدم موفقيت يك مدير مي شود.

يكي از علت هاي اصلي كاهلي و كوتاهي كردن در انجام كار اين است كه مردم انجام كارهايي را كه گذشته در آن ناموفق بوده اند ، به تاخير مي اندازند. اغلب افراد ، به جاي مشخص كردن هدف و برنامه ريزي در زمينه هايي كه در آن ها ضعيفند، به كلي از آن كار دست مي كشند. اين كار تنها و ضعيف را وخيم تر مي كند.

برعكس آن، هر چقدر توانايي هاي  شما در قسمت هايي كه ضعيف هستيد افزايش يابد، انگيزه ي شما براي انجام آن كار بيشتر مي شود، كمتر تنبلي مي كنيد و براي تمام كردن كار مصمم تر مي شويد يا به مهارت هاي بيشتري در آن زمينه دست مي‏يابيد. اين يك واقعيت است كه هر كسي داراي نقاط قوت و ضعف است . از توجيه يا دفاع كردن از نقاط ضعفتان دست بكشيد و به جاي آن، آنها را پيدا كنيد. هدف خود را مشخص كنيد و براي بهبودي در زمينه هايي كه در آن ها ضعيف هستيد، برنامه ريزي كنيد. با كمي تفكر در مي يابيد كه با آموختن و پرداختن به يك مهارت، چه بيشترين پيشرفت ها در كارتان دست مي يابيد.

از مهم ترين سوال هايي كه هميشه بايد از خود بپرسيد و به آن پاسخ دهيد اين است: « چه مهارتي است كه اگر من در آن پيشرفت كنم، بيشترين تأثير مثبت را روي كار يا حرفه ي من مي گذارد؟»   از اين به بعد براي موفقيت در كارتان از اين پرسش استفاده كنيد و به آن جواب بدهيد. احتمالاً خودتان پاسخ آن را از پيش مي دانيد. با رئيس‏تان، همكارانتان، دوستان تان و اعضاي خانواده تان نيز اين پرسش را مطرح كنيد. جواب آن را بيابيد و سپس براي دست يافتن به مهارت و توانايي و كاركرد مناسب در آن زمينه ، تلاش كنيد .

خوشبختانه همه و مهارت هاي كاري قابل يادگيري هستند. وقتي شخص ديگري يكي از مهارت هاي اصلي را به دست آورده، به اين معناست كه شما هم اگر بخواهيد مي‏توانيد در اين زمينه موفق شويد.

يكي از موثرترين و بهترين راه‏هايي كه براي از بين بردن تنبلي و انجام سريع‏تر كارها وجود دارد ، اين است كه در زمينه‏هاي اصلي كارتان، خوب عمل كنيد. اين مهم‏ترين كاريست كه مي تواند زندگي حرفه‏اي شما را تغيير دهد.

 

هدف‏هاي كاري‏تان را مشخص كنيد. هدف هايي كه بهتربودن شما را در كارتان ثابت مي كند. آنها را روي كاغذ بنويسيد. سپس با توجه به نحو كاركردتان به آنها از يك تا ده نمره بدهيد. مهارتي را كه بيشتر از همه بر آن تسلط داديد، مشخص كنيد.

 

فهرست اهداف اصلي را به رئيس‏تان نشان دهيد و از او هم نظرخواهي كنيد.

 

از نظرهاي صادقانه اش بهره بگيريد. اگر شما در كارتان از نظرات ديگران هم استفاده كنيد، عملكرد بهتري خواهيد داشت. در مورد فهرستي كه نوشته ايد با كاركنان، همكاران و همسر خود مشورت كنيد.

 

به تجزيه و تحليل اهداف اصلي كارتان ، عادت كنيد، همواره در پي بهتر كردن كارتان باشيد، همين تصميم به تنهايي مي تواند زندگي تان را دگرگون كند.

 

به کوشش : مهدی دارا

برگرفته از کتاب قورباغه را قورت بده

منبع: www.study1000.com

 

 

 

نام كاربري:
    
رمز عبور:
    
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟
جستجوي كاملتر